از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود"
در هر ایستگاه كه قطار می ایستاد، كسی كم
میشد
قطار می گذشت و سبك می شد
زیرا "سبكی" قانون خداست
قطاری كه به مقصد
خدا می رفت،به ایستگاه بهشت
رسید

پیامبر گفت:اینجا بهشت است
مسافران
بهشتی پیاده شوند،اما اینجا ایستگاه آخرین نیست

.مسافرانی كه پیاده
شدند،بهشتی شدند
اما اندكی،باز هم ماندند،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا
ماند

آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت:درود بر شما... راز من همین
بود

آن كه مرا میخواهد، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد